محمد مفيد مستوفى بافقى

498

جامع مفيدى ( فارسى )

اين‌مكان فرح‌افزاى ديدى از رشك در كانون سينه صد هزار شعلهء سوزنده افروختى . اگر فردوس برين به تماشاى اين بهشت مثال رسيدى از آتش غيرت چون دوزخ تابنده سوختى ، [ 361 الف ] شعر : ز رشك اين بر و بوم خجسته * بهشت عدن در دوزخ نشسته شميم عنبرآميز و نسيم عطر بيزش جان‌پرور روح روحانيان از هواى دلاويزش دريوزه‌گر ، نظم : هوا چندان « 1 » نشاطانگيز و نيكوست * كه از شادى نگنجد غنچه در پوست . « 2 » [ 362 الف ] الموفق بتأييد ازلى خواجه كريم الدين براكوهى آن‌جناب از جملهء اشراف و اعيان قصبهء براكوه من اعمال كرمان بود و به غايت نيكو اعتقاد و پاك‌طينت و خجسته‌صفات بوده به صفت عقل و ديانت موصوف و به زيور زهد و عبادت آراسته . در عين جوانى از وطن مألوف به خطهء يزد آمده رحل اقامت گسترده و بدادوستد مشغول گشته به خريدن املاك و رقبات همت گماشت و چندان از باغات بهشت بنياد و مزارع نزهت‌آباد و منازل دلنشين به عنوان ملكيهء شرعى در يد تصرفش قرار گرفت كه از حيطهء تعداد بيرون است . و مدت سى و پنج سال در يزد روزگار گذرانيد و هرگز خاطرى آزرده نساخت و چون اجل موعود در رسيد در سنهء ثلث و ثمانين بعد الف به ناكام دست از دنياى ناپايدار كوتاه كرده به منزهات آن جهانى شتافت . خواجه شمس يوسف مشار اليه از مردم ولايت خطهء ميبد بود . در آغاز جلوس هميون [ 362 ب ] پادشاه گيتىستان ، مصراع : خديو فلك رتبه عباس شاه

--> ( 1 ) - اصل : خندان ( 2 ) - صفحهء الف از ورق 361 بهمين‌جا ختم مىشود و صفحهء ب آن سفيدست :